اب زندگی بخش است.پس بیاید چون اب روان .پاک وزلال باشیم، بیاید زندگی بخش باشیم وبخشنده بیاید پل باشیم نه سیلاب ،بیاید نردبان ترقی باشیم.جانم فدای ایران با سلام.امید دارم اگر برای چند لحضه ناخوداگاه به طرف ما معطوف شدید بهترین از نظر شما باشیم.انتقادات پیشنهادات شما اینه راه ما خواهد بود.منتظر دیدار مجددشما نظرات خوانندگان بازگو کننده دیدگاه ونظر من نیست.همه نظرات بدون سانسور تاید وشرخواهد شد.نظر وپست نویسندگان وبلاگ صرفا بیان مدیر وبلاگ نخواهد بود.با احترام صلاح سعدالاهی/salah sahdolahi
جستجوی این وبلاگ
۱۳۹۱ دی ۳۰, شنبه
مواضب چشمانم باشی
دختری بود نابینا
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنیا تنفر داشت
و فقط یکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنین گفته بود
« اگر روزی قادر به دیدن باشم
حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم
عروس **** گاه تو خواهم شد »
***
و چنین شد که آمد آن روزی
که یک نفر پیدا شد
که حاضر شود چشمهای خودش رابه دختر نابینا بدهد
و دختر آسمان را دید و زمین را
رودخانه ها و درختها را
آدمیان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست
***
دلداده به دیدنش آمد
و یاد آورد وعده دیرینش شد :
« بیا و با من عروسی کن
ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام »
***
دختر برخود بلرزید
و به زمزمه با خود گفت :
« این چه بخت شومی است که مرارها نمی کند ؟ »
دلداده اش هم نابینا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسری با او نیست
***
دلداده رو به دیگر سو کرد
که دختر اشکهایش را نبیند
و در حالی که از او دور می شد گفت
« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی »
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر