باز شنبه شده شهر با این هوای الوده/تو فکر نانه خدایا روزیش کجا خوابیده/تو این هوای تب الود/بجای درس دخترک/میفروشه تخمه ادامس دود/کنار اتوبان یاکه تو چهاراه/زیر پل یاکه بین راه//بازشنبه شده شهر بااین هوای الوده// خواستگار اومده/دختره قند تو دلش اب شده/ پدرش به فکر جهازه/ از بس غصه خورده پیر شده/شاه داما به فکر مراسمه/برنج ومرغ برای مهمون/روز موعود/بجای حجله افتاده کف خیابون/اخرین نگاش زیر ماشین پر خون/ تو این غروب سیاه شاه رگشو زده دلاک/ نو عروس هم امشب رفته به اغوش خواب//باز شنبه شده شهر با این هوای الوده//میخوام از چیزی بگم که پیداکردنش اسونه/با این تورم وگرونی/اسونه پیدا کردن مواد افیونی/نمی خواد بری تو صف یا که کتک بخوری/سرچهار راه یاکه میدون میتونی بگیری/این یه واقعیته به همین اسونی// باز شنبه شده شهر با این هوای الوده/روزیش کجاست خدا میدونه/زده تابلو کلیه او مثبت فروشیه/حاج اقا رفته پا منبر فاز سخن رانیه/این یه جرمه چراکه تن فروشیه/توکه پشت به یه جای گرمه/خوب نداره سیر کنه زنو بچشو/چیکار کنه بره بکشه خودشو @این شعر اگه اسمشو شعر یا اهنگ گذاشت از من سروده شده
اب زندگی بخش است.پس بیاید چون اب روان .پاک وزلال باشیم، بیاید زندگی بخش باشیم وبخشنده بیاید پل باشیم نه سیلاب ،بیاید نردبان ترقی باشیم.جانم فدای ایران با سلام.امید دارم اگر برای چند لحضه ناخوداگاه به طرف ما معطوف شدید بهترین از نظر شما باشیم.انتقادات پیشنهادات شما اینه راه ما خواهد بود.منتظر دیدار مجددشما نظرات خوانندگان بازگو کننده دیدگاه ونظر من نیست.همه نظرات بدون سانسور تاید وشرخواهد شد.نظر وپست نویسندگان وبلاگ صرفا بیان مدیر وبلاگ نخواهد بود.با احترام صلاح سعدالاهی/salah sahdolahi
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر