جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۳ فروردین ۲۱, پنجشنبه

خاطره ها

هر کاری کردم که تو رو گم کنم از خاطره‌ها به در بسته خوردم و باز از تو گم شد لحظه‌ها خاطره‌های بودنت چه جور فراموشش کنم دلی که تو آتیش زدی چه جوری خاموشش کنم جای نگاتو پر نکرد هیچ کسی با هر چی که بود انگاری تو خون منی، تو پوست و گوشت و تار و پود دروغ نمی‌گم بعد تو خیلی‌ها رفتن اومدن اما توی نگاه من هیچ کدومش تو نشدن فکر نکنی ازت می خوام بیای و با من بمونی اینا رو گفتم که فقط صداقتم رو بدونی من نمیخوام که مثل تو هرزی باشم توی دمن من عاشق عشق می‌مونم.. تو دیگه مردی واسه من.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر