جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۳ فروردین ۲۲, جمعه

من و تو

.و آن گاه خود را کلمه‏ای می‏یابی که معنایت منم و مرا صدفی که مرواریدم تویی و خود را اندامی که روحت منم و مرا سینه‏ای که دلم تویی و خود را معبدی که راهبش منم و مرا قلبی که عشقش تویی و خود را شبی که مهتابش منم و مرا قندی که شیرینی‏اش تویی و خود را طفلی که پدرش منم و مرا شمعی که پروانه‏اش تویی و خود را انتظاری که موعودش منم و مرا التهابی که آغوشش تویی و خود را هراسی که پناهش منم و مرا تنهایی که انیسش تویی و ناگهان سرت را تکان می‏دهی و می‏گویی: «نه، هیچ کدام! هیچ کدام این‏ها نیست، چیز دیگری است. یک حادثه‏ی دیگری و خلقت دیگری و داستان دیگری است و خدا آن را تازه آفریده است....» دکتر علی شریعتی..

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر