جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ مرداد ۹, چهارشنبه

گریه کن که تنها گریه کردن از ان خود توسط اما یادت باشد قدر اشکهایت را بدان

گریه کن که تنها گریه کردن از ان خود توسط اما یادت باشد قدر اشکهایت را بدان. اشکهایت اب زلالیست.پاک وروان.هیچ وقت مرداب نخواهد شد.این اشکها شاید زمانی مروارید شدند.گریه کن ای مادر سرزمینم که این خاک خیلی خونها به تو بده کارهست.سنگهای این دیار ماخذاند که فرزندت را پنهان نکردند و درختانش شرم سار که سایه ای برای فرزندت به وجود نیاوردند .گیاهانش با خون شهیدت سیراب گشتند.و درنده هایش چند صباحی سیر.افسوس که جوانه هایش قدر اشکهایت را نمی دانند.و درختان بار ده بی احترامی میکنند

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر