جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ بهمن ۳۰, دوشنبه

دروغ و حقیقت

وقتی دروغ و حقيقت با هم راه می رفتند ... به چشمه ای رسيدند. دروغ به حقيقت گفت: لباس خود را در آوريم و در اين چشمه آب تنی کنيم. حقيقت ساده دل چنين کرد ... در آن لحظه که در آب بود، دروغ لباس حقيقت را از کنار چشمه برداشت و پوشيد و به راه افتاد. حقيقت پس از آب تنی ناچار شد برهنه به راه افتاد. از آن روز ما حقيقت را برهنه می بينيم. اما بسا اوقات دروغ را هم ملاقات ميکنيم که متاسفانه لباس حقيقت پوشيده است . و طبعاً حقانيت خود را در نظر ما به تلبيس ثابت ميکند . ‏

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر