جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ دی ۲۹, جمعه

ارزو

آرزوهایت بلند بود دست های من کوتاه تو نردبان خواسته بودی من صندلی بودم با این همه فراموشم مکن وقتی بر صندلی فرسوده ات نشسته ای و به ماه فکر می کنی .....

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر