جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ دی ۲, شنبه

زیر درخت

زیر این درخت سنگی ارزو هایم یخ شدند بر بالین این دریاچه غم افسوس که بازم کم شدم صدا کن مرا ای غریبه نگاهت رانمی شنو م از ناز نگاه توگم میشوم در این پاییز وانفسا که در ان غرق میشوم [تقدیم به انان که غمی را کم رنگ ودلی را شاد میکنند ]صلاح ‏

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر